من ماهی,او دریا
اووووووووووو....ه یک سال گذشت! از نوشتن یه پست تازه دیگه. نوشتن این پست هم توسط امداد های غیبی صورت گرفت!!! گفتم بیام اینجا یه گردگیری حسابی داشته باشم. از شعر گفتن دور شدم اما از شعر خوندن نه و در این ایام هم حسابی شعر عاشورایی خواندم و تونستم تا حدودی شعر غلط را از درست تشخیص بدم!! حالا منظور چیه؟! اینکه جدا از تصویرسازی و استعاره و کنایه و...که در شعر به کار میرود. در شعر آیینی از همه ی اینها مهمتر بخش محتواست! که به هر قیمتی، حتی برای قشنگ تر شدن شعر هم نباید از محتوا گذشت. خلاصه اینکه به هر قیمتی نباید دل سوزوند! در ضمن بلدم هنوزم شعر بگم!! ازینکه کلاس و انجمن و اینا نمیام حس خوبی دارم !! زندگی خیلی فراتر از این حرفاست!! و حتی شعر هم فراتر از این حرفا... به وبلاگ دوستان سر میزنیم هم چنان .. این شعر هم تازه گفتم اما هم جای کار داره هم ادامه دادن. .... در کنار تو چای را تلخ می نوشم و دهانم مزه ی شیرین بوسه ای را می گیرد که فکرش نیز مرا به سمت کتری چای می برد در کنار تو زخم های چندین ساله ام شکوفه می زند و پرنده های درون دلم گذر فصل ها را متوجه نمی شوند در کنا تو با پاشنه های 10 سانتی هم که راه بروم خسته نمی شوم با تو بودن طعم عجیبی دارد که هر چه در این یک سال فکر میکنم مرا یاد کدام طعم غذایی که از دست متبحرترین آشپزی که می شناسم ،خورده ام... نمی دانم این طعم، طعم عجیبی است که خدا وعده اش را به ما داده بود... "عشق تو شکوفایی گل در باران جاری شدن ترانه با جوباران باریدن، سرزدن، رسیدن، خواندن بالیدن بسیاری از بسیاران" حسین منزوی
1.سلام.خیلی دیر اومدم.خوشمم نمیاد،بهونه بیارم واسه
نبودنم.آخه از هر وقتی بیشتر اومدم این چند وقت نت! کلا آدم معتاد به نتی شدم!!!!که فقط میام و وبلاگارو میخونم
و دریغ از نظر دادن!بیشترین مشکلم اینه که نوت بوکم لیبل فارسی نداره و زورم
میاد نظر بدم! نمیخرم چون تو گفتی یاد بگیر تایپو.و من الکی الکی تایپم
خوب شده(البته از دید خودما!!) با اینکه وبلاگ همتونو خوندم اما به هر حال از همه معذرت میخوام. 2.روزا میگذرن بیشتر به خوبی و خوشی.و کلا از اینکه دید منفی تو زندگی داشته باشم،خوشم
نمیاد . 3.اومدم اینجا که بیشتر از تو تشکر کنم.بخاطر چیزایی که ازت
یاد گرفتم. 4.این روزا یه اتفاق خوبی میخواد بیفته !هر چند میدونم
سختی،خستگی،حتی دلمردگی هم توش هست!که البته به شادی هاش می ارزه.و بی شک بهترین اتفاق
زندگیمونه.و به امید خدا به آرامش بعد از طوفان میرسیم. 5.قربونت برم امام رضا ،همین نزدیکی ها هستم دارم میام. 6.شعر؟چند تا گفتم ولی پیداشون نکردم!با اینکه اتاقم خیلی
زیاد تمیز و مرتب! 7.دلم برای دوستای شاعرم تنگ شده.امیدوارم به زودی ببینمتون. روی دریا راه میروم و غرق
نمیشوم.... جزای آنکه نگفتیم شکر روز وصال شب فراق نخفتیم لاجرم ز خیال مثلا بعضی اوقات دلم می خواد تو یه کارم گرهی به وجود بیاد،تا این حسی که همیشه محتاج خدا هستم از بین نره. و خیی چیزای دیگه هم هستند که دوست ندارم ازشون دور شم. مثلا هیچ وقت دلم نمی خواد از خودم دور شم. و اینکه امیدوارم امسال سال خوبی برای همه باشه. و آخر سرم!۲تا کار کوتاه. .... در آسمان روستا چندین هزار ستاره خودنمایی می کنن در شهر انسان آنقدر خودش را به نمایش گذاشته است که ستاره ها هم کم می آورند اخبار اعلام کرد هر ساله هزاران ستاره از شهرها به روستاها مهاجرت می کنند. .... انارهای درشت انارهای سیاه انارهای سرخ و سفید انارهای ریز و بد قواره ترک برمی دارند و کلاغ ها به مهمانی می روند.
| Design By : Pars Skin |

